|
پرستارکوچولو من و دنیای قشنگ پرستاری
| ||
|
با یاد خدا...
تا فارغ التحصیلی ۷ روز مانده.....
............................................. اَللهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج [ پنجشنبه 6 بهمن1390 ] [ ] [ سمیه ]
با یاد خدا...
ساعت ۱۷ اینجا داخل قطار مترو چند ایستگاه ابتدایی که می گذرد به نظرم این جمعیت زیاد،برای روز تعطیل دور از انتظار است قطار در ایستگاه .... توقف نکرده خانم مامور داخل قطار می شود و دست خانم بدلیجات فروش را میگیرد و ... آن ور قطار ،مجدد چند آقا وارد کوپه ی یکی و نصفه ی تازه احداث خانم ها شده اند و مامور قطار آن ها را هم به بیرون هدایت میکند... آخه یکی نیست بگه برادر محترم " واگن ویژه بانوان " که می نویسند سخت است تجزیه و تحلیل اش ؟ دوباره صدای فروشنده ای دیگر که این بار، لباس مجلسی ۳۰ هزار تومانی می فروشد !!!!! این یک قلم را دیگر ندیده بودم به جرات می گویم ، بازار روزی است برای خودش این مترو... هرچه که احتیاج ات باشد در اولین قطار نه ،در دومی هم نه ،اما شک نکن در سومی خواهی یافت !!! میان همه ی این شلوغی ها ، من نگاهم را زوم کرده ام به تسبیح پیرزنی که دانه های تسبیح را ۵ تا یکی ،رد میکند و زیر لب ، وردهای پشت سر همی میخواند و با نگاهش، همه ی اتفاقات پیرامونش را هم زیر نظر دارد و چند دقیقه یکبار هم از فروشنده های جورواجور می پرسد : گفتی چند ننه ؟ سرم را می چرخانم سمت مانیتورهای چسبیده به واگن های قطار ،که طبق معمول یک مستند حیوانات تکراری را پخش میکند که در هر بار دیدنش ،حیوانات بیشتری را کشف میکنی! گاهی مصاحبه های داخل مترو را هم با شهروندان گرامی نشان میدهد که فقط تصویر دارد و خبری از صدا نیست ! خوب اگر قرار بوده که فقط پخش تصویر باشد پس چرا مصاحبه نشان ملت میدهید ؟! همان مستندهای تکراری حیوانات زیباست دیگر، میشود مسابقه هم گذاشت ، در هربار پخش مجدد، هرکس حیوان جدیدی کشف کند به قید قرعه یک دی وی دی کامل همین مستند را هدیه می گیرد ! نیم ساعت گذشته و من هنوز به خاطر تاخیر در توقف ، به ایستگاه مورد نظر نرسیده ام....
............................................. اَللهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج [ یکشنبه 2 بهمن1390 ] [ ] [ سمیه ]
با یاد خدا...
چقدر سخته عادت به دیدن کسی بکنی و یه مدت طولانی ازش پرستاری کنی پرستاری که کم است ، به نوعی زندگی کنی با وجودش،اما یک دفعه ... انتظار رفتن ات رو به این زودی نداشتم، باور کن.... دلم برایت تنگ می شود ... . . . و چه سخت تر می شود وقتی احساس ات را آن قدر خفه کرده باشی که بغض هایت هم با تو قهر کرده باشند....انگار ،ناخواسته اسیر عادت شده ام !! دلم میخواست برایت گریه کنم... مثل همه ی آدم هایی که به عمرشان مرده ندیده اند ،اما چشمان تو را هم خودم بستم.... چون خوشحالم که نهایت کمک را برایت کرده ام ،هرچند ناچیز.... حکمت ماندن و رفتن فقط با اوست و بس! پس آسوده بخواب رفیق... پ.ن : به یاد یکی از مریض هام که رفت...روحش شاد ............................................. اَللهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج
[ پنجشنبه 29 دی1390 ] [ ] [ سمیه ]
با یاد خدا...
آهای تنهایی ! دست از سرم بردار ، دلم را زدی رهایم کن .... یه وقت هایی میخواهم نباشی ، آن قدر که دیگر نبینمت... احساسم از من گله دارد... می گوید : دارم از دست می روم...
آهایی تنهایی ! تو تاوان کدام خطای منی ؟ خسته شدم بس که فقط برای تو حرف زدم ... من قلبی میخواهم به وسعت خودم ! که تلمبار کنم خودم را در او ! شاید آرام بگیرد دل تنهایم...
...................................... اَللهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج
[ سه شنبه 27 دی1390 ] [ ] [ سمیه ]
با یاد خدا... عادت کرده ام، که آرزو کنم و دستم به آرزوهایم نرسد و حسرت داشتنشان را بخورم طعم تلخی دارد... کاش خدا اجازه می داد همان جا کنار خودش بمانم کاش خدا مرا به زمین نمی فرستاد گاهی فکر میکنم سقف آرزو هایم خیلی بلند است، و برای چیدن آرزو هایم حتی بلند ترین نردبام دنیا هم کوتاه است اما نه ... دیگران که همان آرزوی مرا دارند پس چرا برای آنان رسیدن آسان است؛ برای من نرسیدن آسان است؟! شکایت نمی کنم... عادت کرده ام...
خدایا: امروز هوای چشمانم بسیار ابری بود با ورزش بادی شروع به باریدن گرفت اما چون حرفهایم را بر سر سجاده بندگی ام شنیدی سبک شدم خدایا: مراقبم باش بیشتر از دیروزو بیشتر از امروز
...................................... اَللهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج [ جمعه 23 دی1390 ] [ ] [ سمیه ]
بایاد خدا...
روزای آخر فارغ التحصیلی یا به قولی روزشمار اتمام دوران دانشجویی چند روزی است بیشتر به چشم میآید انگار... روزها سریع تر از آنچه که فکر میکردم در حال گذر است... آن قدر که گاهی حتی وقت نمیکنم ثبت شان کنم... امروز که داشتیم از بیمارستان کرج برمی گشتیم، تو سرویس کلی با بچه ها گفتیم و خندیدیم به محیا گفتم وای که چقدر دلمون واسه این روزا تنگ بشه .... دوران دانشجویی پرستاری سخت گذشت، سخت تر از آنچه که فکرش را بکنی،اما تا دلت بخواهد برایمان خاطره ساخت.... پرستاری حرفه ی عجیبی است ، درس هایی به تو می آموزد که اگر بی توجه ترین آدم هم باشی ناخواسته قانون دنیایش را می پذیری و برایت عادت می شود... در کلامت ، در رفتارت ، در نگاهت و از همه مهم تر در نظم و انضباط ات بیش تر ازقبل احتیاط میکنی... و ناخواسته مهربان تر می شوی برای آدم های دنیایت.... اما مطمئن نیستم اگر به ۴ سال قبل برگردم باز هم ،همین دنیا را انتخاب کنم یا نه ؟ به گمانم نکنم،نه فقط پرستاری که حرفه ی درمان را انتخاب نمیکنم ترجیح میدهم عکاس باشم یا یک موزیکین یا شاید یک نویسنده... چون دلم میخواهد آزاد زندگی کنم، و برای همه چیز وقت داشته باشم و این یعنی لذت واقعی از زندگی بردن... ...................................................................................... اَللهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج
[ یکشنبه 18 دی1390 ] [ ] [ سمیه ]
با یاد خدا...
سلام متین جان قولی که بهت داده بود رو عملی کردم! اینم شرح کامل استفاده از سرم ها...
1-سرم نمکی
2 - رینگر زرد رنگ 3 - رینگر لاکتات 4 - سرم قندی یا دکستروز : شامل انواع 5%آبی رنگ -10% قهوه ای رنگ- 20% -50% می باشد. ۵- سرم قندی – نمکی: این سرم به دو نوع زیر تقسیم می شود: الف ) 3/2 – 3/1 که شامل 3/1 نمک و 3/2 قند می باشد ( دکستروز 33،3 % و سدیم کلراید9%) قرمز رنگ ب )دکستروز سالین که نوع غلیظ تر سرمهای قندی – نمکی می باشد ( دکستروز 5% - سدیم کلراید 9%) سبز رنگ 6 - محلولهای جایگزین پلاسما : که به انواع زیر تقسیم می شود: الف ) دکستران ب ) دکستران 70 ج ) هماکسل د ) مانیتول کاربرد سرمها : 1 – سرم نمکی : این سرم به دو شکل قابل تزریق و غیر قابل تزریق تقسیم می شود: الف ) قابل تزریق : نرمال سالین ۹درصد یا ۴۵ درصد * جبران کمبود مایعات بدن مانند اسهال – استفراغ – خونریزی ها * بالا بردن فشار خون در افرادی که سابقه فشار خون ندارند و بنا به دلیلی مثل گرسنگی یا شنیدن خبری ناگوار دچار افت فشار خون شده اند. * انما یا تنقیه ( تخلیه محتویات داخل روده بیمار قبل از اعمال جراحی ) * شستشوی زخم ها در زمان تعویض پانسمان ب ) غیر قابل تزریق : شستن ماشین دیالیز _ شستن ماشین ساکشن 2 – سرم رینگر : رینگر همان سرم نمکی است که به آن یکسری املاح اضافه شده است املاح موجود در این سرم : سدیم ، کلر، پتاسیم و کلسیم می باشد. این سرم در جبران کاهش مایعات درمان کاهش پتاسیم بدن مثل زمانی که فرد داروی ادرار آور مثل لازیکس را طولانی مدت مصرف می کند نیز کاربرد دارد. 3 سرم رینگر لاکتات : از نظر شیمیایی مانند پلاسمای خون می ماند . وقتی بدن با کاهش مایعات مواجه می شود این سرم بر تمامی سرمها ارجحیت دارد در سوختگی ها ، جراحی های بزرگ کاربرد دارد. 4 – سرم قندی ۵% : الف) تامین انرژی بیماران ناشتا ب) کمک به تسکین درد پس از اعمال جرا حی ج) کمک به کاهش تب د) ایجاد ادرار و کمک به دفع سموم بویژه در مسمومین 5 – سرم قندی 10% : الف) کمک به کاهش تب های بسیار بالا ب) درمان افت قند خون شدید ج) ایجاد ادرار و کمک به دفع سموم د)کمک به ایجاد ادرار بخصوص در بیماران کلیوی هـ ) کمک به ترمیم زخم مثل سوختگی ها 6 – سرم قندی- نمکی : جبران کمبود مایعات ، املاح و انرژی بدن 7- سرم هماکسل: از استخوان گاو نر در ساخت آن استفاده می گردد باید در یخچال نگهداری شود در درمان شوکهای ناشی از سوختگی ، خونریزی ، اسهال و استفراغ های شدید مورد مصرف می باشد. 8- سرم مانیتول: در افرادی که به دلایلی مثل فشار خون ، سوختگی، بیماری قلبی ، اختلالات کلیوی دچار عدم تعادل مایعات بدن شده اند کاربرد دارد. ................................................................................. اَللهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج [ جمعه 16 دی1390 ] [ ] [ سمیه ]
با یاد خدا...
زَمانی میگفتــــــم دلم..... شِکستنی اســــــت!!! با احتیاطــــ حَمـــــل شَود..... اَمــــــــا حالا.... دیگر احتیاط لازمــــ نیست شِکست..... هر طور مایلید حَمل کنید!!!! ............................................................................. اَللهُمَّ عَجِّل لِوَليِّکَ الفَرَج پ.ن : مسیرت را اشتباه انتخاب کردی رفیق ! دلم شکست برای انتخاب دنیایت،حیف...
[ پنجشنبه 15 دی1390 ] [ ] [ سمیه ]
|
||
| [ طراحی : سیب تم ] [ Weblog Themes By : Sibtheme] | ||